تبلیغات
اتاق فکر - مطالب ابر قوز فکری

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




داستان آگهی ترحیم/ آموزش تفکر از طریق



من مدتهاست روی آموزش تفکر از طریق داستان کار می کنم  چون به راحتی جهت ذهن شما را تغییر  می دهد.مثال زیر نمونه ای برای این کار هست .
آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم: چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت، استاد و حاجی... فوت می‌کنند.

تا این جا مغز شما در یک نگرش  حرکت می کند و منتظر بقیه  داستان است.

 اما وقتی از قیمت چاپ یک آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم، فهمیدم، فقرا همیشه بی‌صدا می‌میرند.
داستان در انتها  تغییر جهت میدهد و از این طریق شما را دعوت به فکر کردن می کند.





اصلیترین راز موفقیت را بدانید!


در قلب هر پیشرفت و موفقیت دشواری از رسیدن به خط پایان در مسابقه ماراتن تا دستیابی به بالا‌ترین رده شغلی تا رسیدن به تناسب‌اندام و حفظ آن یک فرایند مغزی دخیل است که به آن می‌گویند؛ شهامت.
در قلب هر پیشرفت و موفقیت دشواری از رسیدن به خط پایان در مسابقه ماراتن تا دستیابی به بالا‌ترین رده شغلی تا رسیدن به تناسب‌اندام و حفظ آن یک فرایند مغزی دخیل است که به آن می‌گویند؛ شهامت. ما در اینجا با بررسی تحقیقات مختلف و درج نظر متخصصان به شما می‌گوییم که چطور توانایی خود را برای موفق‌شدن افزایش داده و به هر آنچه در زندگی آرزو دارید، دست یابید. 

یک داستان واقعی

می‌شا بردن ۳۰ ساله، وقتی یک دختر دبیرستانی بود، شناگر خیلی سریعی نبود. هماهنگی دست و پایش هم موقع شناکردن خیلی‌خوب نبود اما او همیشه دلش می‌خواست یک شناگر حرفه‌ای شود. او به‌دلایلی ۲ سال تحصیل در دانشگاه را کنار گذاشت. در همین مدت از لحاظ فیزیکی نیز تناسب‌اندام خود را از دست داده بود. در حال تمرکز تحقیقات روی چیزی است که قبلا به آن توجه زیادی نمی‌شد. در حال حاضر مشخص شده که توان ذهنی تاثیری بسیار مهم روی موفقیت دارد. شهامت آن چیزی است که باعث می‌شود خانمی بعد از به دنیا آوردن ۴ بچه بتواند کمربند مشکی تکواندو بگیرد یا اینکه آقایی ۵۰ ساله با ۴۰ کیلوگرم اضافه وزن بتواند بعد از ۱۵ ماه وزن اضافی را کم کرده و ۲ماه بعد در مسابقات همگانی دوی ماراتن از خط پایان عبور کند البته این به معنی نیست که افراد باهوش لزوما ورزشکاران بهتر و مستعدتری هستند. این افراد توانایی بهتری برای حرکت در این زمینه داشته و می‌توانند برای رسیدن به اهداف بلندمدت، انگیزه بیشتری داشته باشند. 

باوم می‌گوید: «می‌شا‌ بردن نمونه زنده این است که اتفاقات بزرگ زمانی برای شما رخ می‌دهد که رویاهای بزرگ داشته باشید و آن‌ها را دنبال کنید. آتشی درون می‌شا روشن بود که باعث می‌شد او بهترین عملکرد را داشته باشد. او هر روز با همین شرایط زندگی می‌کرد. به این می‌گویند شهامت. وقتی شرایط ناگواری پیش بیاید توانایی قهرمانی از بین می‌رود ولی شهامت خیر.» 

هوش کافی نیست

تا همین اواخر موفقیت برمبنای هوش بالا و استعداد ذاتی سنجیده می‌شد. فرمول آن هم وجود دارد و از قرن ۹۱ میلادی به بعد می‌توان QI را سنجید و به آن نمره داد. بر این مبنا اینشتین و موتزارت ۲ نابغه بی‌بدیل هستند اما بوده‌اند افرادی که با همین ضریب هوشی هرگز نتوانستند موفقیت خاصی به‌دست آورند. تحقیقات پردامنه پروفسور دکتر لوییس ترمن روی کودکان با ضریب هوشی بالا‌تر از حد عادی و بعد بررسی آن‌ها در سنین بزرگسالی نشان داد، تنها تفاوت بین موفق‌ترین و ناکام‌ترین آن‌ها در دستیابی به موفقیت پشتکار و استقامت در رسیدن به هدف بوده است. همچنان تحقیقات علمی نشان می‌دهد هوش به تنهایی برای رسیدن به موفقیت کافی نیست. 

در سال ۲۰۰۲ دکتر آنجلا داکورث، استاد دانشگاه پنسیلوانیا و همکارانش با افراد موفق در زمینه‌های گوناگون مصاحبه کرده و دریافتند همه آن‌ها در یک ویژگی مشترک هستند: شهامت. تعریفش می‌شود: «پشتکار پایدار و شور و شوق برای رسیدن به اهداف بلندمدت.» همین شهامت است که باعث می‌شود در یک کمپ تمرینی وقتی همه روی زمین ولو شده‌اند یک نفر با جدیت کماکان شنا می‌رود. دکتر داکورث می‌گوید: «‌شهامت مستلزم کار جدی و مواجهه با چالش‌های گوناگون و حفظ این روند به‌رغم شکست، بدبیاری و نرسیدن به‌موقع به نتیجه است.» درحالی‌که برخی از مردم وقتی با روزمرگی یا ناامیدی مواجه می‌شوند، تسلیم می‌شوند اما افراد با شهامت همچنان به حرکت ادامه می‌دهند. 

در مقاله‌ای که در سال ۷۰۰۲ در ژورنال شخصیت و روان‌شناسی اجتماعی به چاپ رسید، داکورث یافته‌های خود در زمینه ارزیابی مقدار شهامت و استقامت افراد مختلف را ارائه کرد. او ۹۳۱ دانشجوی دانشگاه پنسیلوانیا را براساس میزان شهامت آن‌ها رده‌بندی کرد و متوجه شد‌ افرادی که در رده بالایی در این فهرست قرار گرفتند در‌‌نهایت موفق شدند‌ بورس‌های تحصیلی بهتر و موقعیت شغلی بالاتری به‌دست آورند. در مطالعه دیگری همین نتیجه درباره دانش‌آموزان دبیرستانی به‌دست آمد. نتیجه اینکه شهامت برای دستیابی به موفقیت مولفه‌ای ضروری است. 

شهامت اکتسابی

درحالی‌که تحقیق در زمینه تاثیر شهامت در موفقیت هنوز ابتدای راه است، می‌توان با قاطعیت گفت شهامت در موفقیت ما در تمام جنبه‌های زندگی اثرگذار است. مثلا در تحقیق دیگری دکتر داکورث متوجه شد، افرادی که ازدواج می‌کنند، نسبت به افرادی که ازدواج نمی‌کنند شهامت بیشتری دارند و احتمال موفقیت آن‌ها در زندگی بیشتر است. داستان این است که ازدواج برخلاف مثلا شرکت در مسابقه دو ماراتن، جنبه‌های بسیار زیادتری دارد و مقابله با تلخکامی و فراز و نشیب آن اراده و شهامت بالایی را می‌طلبد. برخی از ما شهامت و پایمردی را به ارث برده‌ایم اما دیگران باید آن را در خود ایجاد کنند. دکتر داکورث می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد شهامت در برخی از افراد ذاتی و نهادینه است اما خوشبختانه می‌توان آن را هم ایجاد کرد.» بنابراین اگر شما ذاتا آدم تنبلی هستید، برای اینکه آدم باشهامت و فعالی باشید هنوز دیر نشده است. دکتر دین کیث، استاد روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید‌: «ابتدا باید یک هدف بلندمدت برای خودتان تعریف کنید که می‌دانید برای رسیدن به آن حاضر هستید سخت کار کنید حتی اگر به قیمت جنگیدن برای غلبه بر موانع باشد. هدفتان باید خاص باشد. مثلا اینکه من می‌خواهم امسال یک کتاب بنویسم نه اینکه هدفم صرفا نوشتن باشد. بعد معلوم کنید که دقیقا چطور می‌خواهید به این هدف برسید. رسیدن به هدف به‌واسطه تمرین و تلاش به‌دست می‌آید.» 


تصویر‌سازی‌ موفقیت

تصویر‌سازی‌ موفقیت، راه بسیار رایجی برای تقویت اراده، شور و شوق است. مثلا تصور خودتان درحالی‌که مدرک فارغ‌التحصیلی خود را دریافت کرده‌اید یا در دفتر کار خصوصی خودتان نشسته‌اید یا از خط پایان عبور کرده‌اید، هدف نهایی را برای‌ شما واقعی‌تر، قابل دسترس‌تر و زیبا‌تر می‌سازد و کمک می‌کند تا اراده شما برای ادامه‌دادن و کنارنکشیدن تقویت شود. البته اگر هدف قهرمانی یا موفقیت ورزشی باشد، تحمل فشارهای فیزیکی می‌تواند هر کسی را از ادامه مسیر منصرف کند. باوم پیشنهاد می‌کند دائم با خودتان تکرار کنید، درد موقتی است اما موفقیت دائمی. او می‌گوید: «درد فقط یک حس است مثل گرما یا سرما. هرچه بیشتر خود را تحت فشار بگذارید، بیشتر می‌توانید آن را تحمل کنید. همیشه به‌خودم می‌گویم پاهای من مثل پیستون است و ریه‌هایم مثل دمنده کوره آهنگری؛ این جمله به من امکان تمرکز روی مکانیک حرکت را می‌دهد و حواسم را از درد پرت می‌کند.» 

شور زندگی

دکتر دین کیث می‌گوید: «شما برای اینکه صبح زود از خواب بیدار شده و سرکار بروید، نیاز به شور و شوق دارید که خود عامل مهم برای رسیدن به هدف محسوب می‌شود. یعنی شما کاری را انجام می‌دهید که می‌دانید به‌رغم سخت‌بودن شما را به هدف می‌رساند. به همین دلیل است که برخی از افراد می‌توانند بعد از زمین‌خوردن دوباره از جای خود بلند شوند. این میل برای تداوم در حرکت به‌سوی هدف ضروری است.» اینکه شما بخواهید در مسابقات ۳‌گانه برنده شوید یا اینکه بتوانید در عرض ۶ ماه یک زبان خارجی یاد بگیرید یا هر هدف دیگری، باید واقعا به هدف خود اهمیت دهید تا بتوانید شهامت واقعی را درون خود ایجاد کنید. وقتی درحال دویدن در مسابقه ماراتون هستید و دیگر نمی‌توانید حتی یک قدم بردارید، چیزی که شما را به پیش می‌برد دیگر نیروی عضلانی نیست بلکه فقط و فقط اراده و شور رسیدن به خط پایان است که اندام‌های شما را وادار به حرکت می‌کند. در واقع تصور رسیدن به هدف نهایی‌‌ همان حس موفقیت را در شما ایجاد می‌کند. 

کمال‌گرایی

برای اینکه بتوانید از ابتدا محکم حرکت کنید، باید کمال‌گرا باشید. می‌شا بردن هر روز به‌خودش می‌گفت این مسابقه را می‌برم. دکتر داکورث می‌گوید: «‌شما برای اینکه شهامت داشته باشید، باید کمال‌گرا باشید. باید باور کنید هر چقدر به شما فشار بیاید، هر چقدر در شرایط دشوار قرار بگیرید و هر چقدر که مجبور باشید در شرایط ناخوشایند فعالیت کنید، می‌توانید برنده شوید.» در واقع دکتر داکورث متوجه شد، افراد کمال‌گرا شهامت بیشتری دارند. او می‌گوید: «شهامت یعنی؛‌‌ رها نکردن هدف و بسیاری از مردم در بسیاری مواقع درست و حسابی به هدف خود نمی‌چسبند چون توضیحاتی بدبینانه‌ای برای اتفاقات منفی دارند.» به عبارت دیگر یک فرد کمال‌گرا اگر در باشگاه نتواند برنامه تمرینی‌اش را به‌طور کامل اجرا کند می‌گوید: «چون شب خوب نخوابیدم الان نمی‌توانم درست ورزش کنم. فردا حتما بهتر خواهد شد.» ولی یک فرد بدبین می‌گوید: «حالم از این وضعیت بهم می‌خورد، دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم. دیگر نمی‌خواهم ریخت باشگاه را ببینم.» دکتر دین کیث می‌گوید: «می‌توانید خود را طوری تعلیم دهید که اتفاق‌ها را به‌صورتی مثبت‌تر ببینید. این چالشی در باورهای شماست. به‌جای اینکه فکر کنید همیشه همه‌چیز خراب می‌شود، یاد زمانی بیفتید که کار‌ها خوب پیش رفت و فکر کنید شما چه‌کار کردید که این اتفاق افتاد.» ثبت موفقیت‌ها به‌صورت منظم به شما کمک می‌کند تا مثبت فکر کنید. داکورث می‌گوید: «وقتی پسرفت می‌کنید، آن‌وقت می‌توانید با رجوع به همین اطلاعات به‌خودتان یادآوری کنید که توانایی پشت‌سر گذاشتن این مرحله سخت را دارید.» این کار شما را از زیر سوال بردن هدفتان منع می‌کند. داکورث می‌گوید: «اگر من زمانی که مقاله‌هایم رد می‌شد می‌نشستم و فکر می‌کردم، آیا اصلا من باید استاد دانشگاه بشوم؟ احساسات من هدف مرا زیر سوال می‌بردند.» البته منظور این نیست که نباید هدف خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید بلکه بررسی هدف با این مبنا که آیا بهتر است آن را کنار بگذارم؟ نباید در دستور کارتان باشد. یک راه‌حل خوب می‌تواند این باشد: هر ۳ ماه یک‌بار در یک روز خاص ۱۰ دقیقه بنشینید و مسیری را که در ۳ ماه گذشته طی کرده‌اید، نقد کنید اما یادتان باشد روزهای دیگر نباید خودتان را مورد سوال قرار دهید.




وال مارت/ تفکر- تکنیک تجارب مرجع

یکی از تکنیکهای مهم فکری تکنیک تجار ب مرجع است که من در  کتاب قوز فکری اورده ام. انجا در  یک فصل در باره قوانین  صحبت کرده ام

یک قانونی که این ادم دارد  وبسیار جالب این  است  شکستن تمام قوانین تجارت است.  به شما توصیه میکنم   فصل قوانین  کتاب قوز فکری را بخوانید .

ام والتون


سام والتون در سطرهای پایانی كتاب خود با عنوان «ساخت آمریكا» نوشت مهم‌ترین قانون در تجارت،‌ شكستن همه قوانین است. او همچنین گفته است، «من همیشه به خودم، به خاطر زیرپاگذاشتن قوانین كسان دیگر، افتخار می‌كردم و همیشه طرفدار انسان‌های سركش و تك‌رویی بودم كه قواعد من را به چالش می‌كشیدند.» رویكرد نوآورانه و جسارت‌آمیز وی به كسب‌وكار، تاسیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای جهانی وال مارت بود كه در سال 2002 توانست جای شركت نفتی اگزان را به عنوان بزرگ‌ترین شركت جهان بگیرد.



جک ولش/ تکنیک تجارب مرجع


یکی از آموزشهایی که من میدهم  کمک به افراد  برای برداشتن سقفهای ذهنی  آنهاست. و این کار از طریق تغییر نگرش میسر است. نتیجه تغییر ذهن شما این هست که از  مرزهای قبلی خارج می شوید. به داستان زیر  درباره جک ولش دقت کنید. او چگونه مرزها را  می شکند
 

بیزنس پاندیت:
موفقیت و ثروت، به ندرت با پیروی از قواعد مرسوم و خطر نكردن به دست می‌آید. برعكس، بزرگ‌ترین موفقیت‌ها نصیب كسانی شده است كه حاضر بودند بیرون از مرزبندی‌ها حركت كنند و شیوه‌های اجرای بازی را تغییر دهند. در اینجا بیست نفر از نوآوران كسب‌وكار از گذشته و حال معرفی می‌شوند كه داستان‌های زندگی‌شان از جهات بسیاری متفاوت است، اما همگی به یك حقیقت واحد اشاره دارند «اینكه ابتكار عمل، خلاقیت و جسارت، بسیار مهم‌تر از پیروی از قواعد هستند» (اگر چه احتمال دارد هر از گاهی خود را در مسیر خلاف قانون بیابید

1) جك ولش



نشریه فورچون در سال 1999 وی را «مدیر قرن» نامید. عمده شهرت خود را مدیون بازسازی و سازمان‌دهی شركت جنرال الكتریك است كه سطوح مدیریتی را از 29 سطح به 6 سطح كاهش داده، برخی حوزه‌های كسب‌وكار را تعطیل كرده و ‌درصد زیادی از زیردستان خویش را اخراج نمود. به‌رغم تاكتیك‌های قوی و بی‌پروای وی (به خاطر اخراج تعداد زیادی از كاركنان شركت، به او «جك نوترونی» مشابه با بمب نوترونی لقب داده بودند)، توانست ارزش جنرال الكتریك را از 12‌میلیارد دلار به 280‌میلیارد دلار رساند كه بزرگ‌ترین افزایش ارزش در هر شركتی در زمان هر مدیرعاملی بوده است.



آموزش تفکر از طریق داستان/ دو گدا

داستان دو گدا

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش،اون یکی یه ستاره داوود.. مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.


یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: ....

رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست.

پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.


گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟

 

* گلدشتین یه اسم فامیل معروف یهودیه

 تغییر  ناگهانی داستان   نگرش  ذهن شما را یکباره عوض می کند و ذهن شما را  در جهت جدیدی به حرکت در  می اورد  و این کاری است که به راحتی طنز انجام میدهد.





تغییر نگرش و مهارت اندیشیدن

 تغییر  تفکر و نگرش یکی از مهمترین مباحث اموزش تفکر است گاهی اوقات بایستی فکر را تغییر  داد و گاهی اوقات بایستی نگرشها را تغییر  داد . مباحث زیر به شما کمک میکند  بتوانید  آنهار ا  تغییر  دهید.


10 راه برای تغییر طرز تفکر و دگرگون کردن زندگی

نگرش ما به زندگی یعنی همه چیز! چند روز پیش تبلیغی درمورد افسردگی در تلویزیون دیدم که افراد را به "تغییر طرز تفکر" تشویق می کرد. واقعاً آفرین به همچنین تبلیغاتی که هوشیاری ایجاد میکند. برای دست یافتن به قانون جاذبه در زندگی—یعنی جذب کردن بیشتر چیزهایی که در زندگی می خواهیم به سمت خود، و تبدیل منفی ها به مثبت—باید طرز تفکرمان را تغییر دهید و یک نگرش جدید به زندگی پیدا کنیم.

سالها پیش مربی اخلاقم درمورد تغییر دیدگاه به روشی بسیار ساده صحبت می کرد. از طریق تصاویر و احساسات. او به من نشان داد که چطور حرکت دادن یک پا به سمت راست یا چپ یا جلو و عقب، دیدگاه شما را نسبت به صحنه ای که مقابلتان قرار دارد تغییر می دهد. وقتی از زاویه ای متفاوت به دنیا و آدم ها درون آن نگاه می کنید، آن را متفاوت خواهید دید و متفاوت درمورد آن فکر خواهید کرد. تغییر دیدگاه، تغییر زاویه دیدی که با آن به خودتان و دنیایتان نگاه می کنید، در چیزهایی که می بینید و واکنشی که به آنها می دهید، تاثیر می گذارد.

من  خیلی از مراجعینم را در این چند سال به تغییر طرز تفکر و دیدگاهشان تشویق کرده ام و خیلی از آنها موفق شدند با این روش به چیزهایی که در زندگی می خواستند برسند. به همین خاطر تصمیم گرفتم این 10 نکته برای تغییر رویکرد به زندگی را به چاپ برسانم

1.
یک مسیر جدید انتخاب کنید. به دنبال یک راه جدید برای رسیدن به مقصدتان باشید. برای رفتن سر کار چه پیاده از پارک رد می شوید یا با اتوبوس می روید، سعی کنید یک مسیر جدید برای خود انتخاب کنید که به شما ایده ها و بینش تازه ای نسبت به محیطتان بدهد.

2.
نقش دیگران را بازی کنید. برای لحظه ای هم که شده افکار و نظرات خود را کنار بگذارید و با چشمان یک نفر دیگر به یک موقعیت یکسان نگاه کنید. سعی کنید همان چیزی که آنها می بینند و حس می کنند را ببینید و حس کنید. مهم نیست که در حال دعوا کردن، نگاه کردن به یک مشکل یا سوال باشید، از دیدگاه یک فرد دیگر مطمئناً به درک بیشتری دست خواهید یافت.

3.
افکار و قضاوت های غیردوستانه و باورهای محدود کننده خود را بشناسید—"من خیلی چاقم"، "من نمی تونم..."، "اون خیلی خوشگله و من اصلاً به نظرش نمیام"، "اون دمدمی مزاجه"، و ...—این الگوهای فکری منفی را تغییر داده و به مثبت تبدیل کنید: "من هر روز و هر روز خوشگلتر میشم."، "من می تونم...خواستن توانستن است"، "اون خیلی دوست داشتنی است، دلم می خواد باهاش آشنا بشم"، "آدم جالبی به نظر می رسه" و ... شگفت انگیز است که چطور تغییر افکار منفی به مثبت باعث می شود مثبت های بیشتری را در زندگی به سمت خود جذب کنید

4.
چیزهای کهنه را از بین ببرید. با یک خانه تکانی درست و حسابی منزل، جا برای انرژی و ایده های جدید باز کنید. خانه تکانی فضاهای فیزیکی به ما کمک می کند خانه تکانی فکر و دلمان را هم شروع کنیم. درست همانطور که گاهی خودمان را زیر اشیاء کهنه و قدیمی که دیگر هیچ نیازی به آنها نداریم دفن می کنیم، ممکن است روحمان را هم زیر افکار و احساسات کهنه و به درد نخور دفن کنیم

5.
برنامه روزانه زندگیتان را تغییر دهید. اولویت هایتان را ارزیابی کنید، ببینید چه چیزهای بیشترین اهمیت را در زندگیتان دارند، و بعد برنامه روزانه تان را برای تمرکز بیشتر روی اولویت هایتان تغییر دهید. مثلاً یکی از مراجعین من که خانمی مطلقه و صاحب سه فرزند است که برای  نگهداری از آنها مجبور است سخت کار کند. او مادری بسیار دوست داشتنی با مهارت ها عالی و یک شغل بسیار خوب است که می تواند آنرا به راحتی در منزل انجام دهد. اما بعضی وقت ها من متعجب میشوم که چطور خود را درگیر کارهایی می کند که نه به پول در آوردن کمک میکند و نه هیچ ارتباطی به مراقبت او ازفرزندانش دارد. این زن اگر اولویت های زندگی خود را ارزیابی کند و برنامه روزانهاش را برطبق مسائل مهم زندگی اش—خانواده و درآمد کاری—قرار دهد، مطمئناً خیلی بیشتر می تواند در جهت اهدافش پیش رود. دانستن اولویت های زندگیتان به شما کمک می کند طرز تفکرتان نسبت به استفاده از منابعتان، مثل زمان، تغییر کند.

6.
به زبانتان دقت کنید. کلماتی که استفاده می کنید، نحوه بیان افکار و احساساتتان را تغییر دهید و آنوقت خواهید دید که انرژی پیرامونتان تغییر می کند. اگر من از یک جمله منفی مثل "تو نمیتونی اینکار را انجام بدی چو خطر داره" استفاده کنم، این احتمال وجود دارد که فرد با من لج کرده و برای ثابت کردن بی خطر بودن آن کار به من، به انجام آن مبادرت ورزد. اما اگر به جای آن جمله از جمله "چطوری می خواهی خطرات اینکار را از بین ببری چون یک کم خطرناک به نظر میاد"  استفاده کنم، فرد خیلی بیشتر در مورد آن فکر خواهد کرد و بیفکرانه آن را انجام نمی دهد. زبان ابزار بسیار نیرومندی در تغییر نحوه فکر کردن ما و همچنین واکنش دیگران به ماست.

7.
انتخاب کنید که شاد باشید. خودتان منبع شادی خودتان باشید و از دیگرن انتظار نداشته باشید که خوشحالتان کنند. افراد شاد و خوشبخت افراد شاد و موقعیت های شاد بیشتری را به سمت خود جذب می کنند. برای اینکه هر لحظه در زندگی شاد باشید باید به چیزهای مثبت و خوب زندگی و کارتان تمرکز کنید و منفی های آن را کنار بگذارید. برای بو کردن گلها وقت بگذارید و اجازه ندهید که ناامیدیها در شما رخنه کند و انرژی شما را از بین ببرد.

8.
مرتب دعا و مناجات کنید. با عبادت و مناجات از خدای خود تشکر و قدردانی کنید و خواسته های خود را از او طلب کنید. با تعمق به افکار و ایده های جدید دست پیدا کنید. عبادت و اندیشه کردن از مهمترین مسائل زندگی هستند چون ما را به خدا و به روحمان پیوند می دهند. و از طریق این ارتباطات می توانید به افکار بازتر و تازه تر دست پیدا کنیم.

9.
ساده کنید. به دنبال واضح و ساده کردن همه چیز باشید. یکی از مراجعین خیلی باهوش من مرتب در حالت آشفته به من زنگ می زند و میگوید که نمی داند برای فلان مسئله سخت و پیچیده ای که در زندگی اش افتاده چطور تصمیم بگیرد و چه بکند. اولین کاری که از او می خواهم بکند این است که اول ببیند کدامیک از مسائل واقعاً به این قضیه مربوط است، و بعد همه چیز را خیلی "ساده" برای من توضیح دهد. طی چند دقیقه خودش می بیند که خیلی چیزها که به نظرش به این قضیه مربوط بود اصلاً هیچ ارتباطی ندارد و کاملاً بی ربط است و می تواند راحت آنها را حذف کند. آنوقت است که می تواند خیلی راحت تر تصمیم بگیرد. ساده کردن، چه در طریقه زندگی کردنمان باشد چه در نحوه آنالیز کردن یک مشکل، دیدگاه ما را تغییر می دهد و همه چیز را روشن تر می کند.

10.
لبخند بزنید. لبخند زدن تاثیر فیزیکی بر مغز دارد و البته بر نحوه فکر کردنمان. یک شب که خیلی از یک مشکل خانودگی که برایم پیش آمده بود نگران و آشفته بودم به روانشناسم زنگ زدم. او چند دقیقه به حرف های من گوش داد و بعد حرفم را قطع کرد و گفت، "لبخند بزن، لبخند بزن و لبند بزن، چه الان حس آن را داشته باشی یا نداشته باشی". بعد درمورد تاثیرات فیزیکی لبخند زدن برایم صحبت کرد و اینکه چطور روحیهر ا تقویت می کند و هورمون های شادی بخش در بدن تولید می کند و همه اینها دیدگاه ما را درمورد مشکلمان تغییر می دهد. من امتحانش کردم. درست مثل دیوانه ها همیشه لبخند می زدم، موقع شستم ظرفها، تایپ کردن پشت کامپیوتر، صحبت کردن با دوستانم، و .... و واقعاً موثر بود. مشکلات خانوادگی خودشان رفته رفته حل شدند. لبخند زدن موقع حرف زدن پشت تلفن به فرد آنطرف خط منتقل می شود، لبخند زدن حین کار باعث میشود لذت بیشتری از انجام آنکار ببرید و همه اینها در دیدگاه شما نسبت بھ خودتان و دنیای اطرافتان تغییر ایجاد میکند

برای ایجاد تغیر در نحوه فکر کردنمان، باید به خودمان و دنیای اطرافمان از یک زاویه دیگر نگاه کنیم و دیدگاهمان را تغییر دهیم. به جای اینکه در پاسخ به یک سوال همان مسیر قدیمی را برای رسیدن به نتیجه انتخاب کنید، از یک زاویه جدید به آن سوال نگاه کنید و از یک راه دیگر به نتیجه برسید. اینها راه های خوبی برای کمک به تغییر دیدگاهتان در زندگی بود. هر بار که یک راه تازه را برای رسیدن سر کار انتخاب می کنید، به مغزتان هم آموزش می دهید که یک راه جدید برای حل یک مشکل انتخاب کند. و وقتی فکرتان را تغییر دادید، دنیایتان تغییر خواهد کرد

 





تفکر وموفقیت / مهارت گوش کردن

 

«ما فکر می کنیم  که موفق شویم» این جمله مهمی است  و باعث رشد   در زندگی ما می شود ادینگتون درباره تفکر ان را خود هدایتی نامیده است  یک متفکر بایستی ارتباطات خود را گسترش دهد یکی از ابزار آن شنیدن است. 

 

چهار راه حل کلیدی برای گوش کردن واقعی:


1) با دقت گوش کردن:

بدون اینکه حرف دیگری را قطع کنید با دقت و با سکوت کامل گوش کنید. جنان که گویی هیچ چیز در دنیا و در آن لحظه برای شما مهمتر از حرف هایی نیست که آن شخص می گوید.


2) مکث قبل از پاسخ دادن : 

به محض اینکه طرف مقابل خواست نفسی تازه کند ، وسط حرفش نپرید ، بلکه کمی مکث کنید اجازه سکوت برقرار باشد برای چند لحظه این مکث کردن به شما کمک می کند که بتوانید به حرف های طرف مقابل کمی عمیق تر بیاندیشید.


3) پرسش جهت توضیح:

هرگز وانمود نکنید منظور شخص را دقیقا فهمیده اید بلکه با پرسیدن سوالاتی از قبیل (( منظورت چیست ؟))  و یا (( دقیقا منظورت چیست؟)) به او کمک کنید تا توضیح بیشتری درباره سخنش بدهد.

4) همان سحن را با واژه های خود به فرد باز گردانید:

هرگاه فرد صحبتش تمام شد ، کمی مکث کنید و چیزی مثل این بگویید :« فقط اینکار را کردید، و بعد این اتفاق افتاد، و ان موقع این کار را کردید ، درست است؟» تنها وقتی گوینده تایید می کند که دقیقا حرف های که او منظورش بوده را بزنید و این نیاز به گوش کردن واقعی دارد. 





آموزش تفکر از طریق طنز / آدم ابله

تو کلاس داشتم با دوستم پچ پچ میکردم
استاد اومد با خط کش بهم اشاره کرد و گفت:
تهِ این خط کش یه آدم ابله وجود داره…

تا اینجا شما با داستان همراهی  میکنید  و میدانید منظور استاد چیست ولی تغییر نگرش شاگرد  به یکباره جهت ذهنی شمار ا عوض می کند.

منم گفتم: استاد منظورتون کدوم تهشه…!؟
نمیدونم چی شد که اخراجم کرد!!

تغییر رفتار شما با  تغییر نگرش سریعتر رخ می دهد. واین کاری است که  طنز انجام میدهد.




دانلود فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری

 


به علت درخواست بسیاری از کاربران، سازمانها،  اتاق فکرها،  دانشگاهها و دانشجویان   فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری برای دانلود قرار داده شده است.


برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.

برا ی خرید کتاب از طریق شماره حساب اعلام شده در دکمه های بالای سایت  مراجعه پس از واریز شماره شناساه خود را  به شماره 100030900  پیامک بزنید یا با شماره 02144092808 تماس حاصل کنید.




تکنیک جدید /سرنخ فکری

این تکنیک  چیست و چه می کند؟

 بسیاری از ما با افرادی در زندگی روزمره خود مواجهیم که یکباره سرنخ های جدیدی را طرح می کنند  که ما به انها بی توجهیم. مثلا  فردی می گفت من رفتم بانک  کارمند بانک گفت  وام نمی خواهی  گفت چند درصد هست گفت 22 درصد این مکالمه را این جا تمام نکردم  دوباره از او پرسیدم وام با سود کمترهم دارید گفت  با رئیس بانک صحبت کن از سوال را پرسیدم  کمی غر غر کرد بعد گفت داریم اما شرایط ان فرق داره وهمین طوری سرنخی که باجه دار بانک داد کشیدم و د ر نهایت وام 30 میلیونی با  سود هشت درصد گرفتم. این فرایند یعنی  کشیدن سرنخ فکری یا یک ایده/ما کتاب می خوانیم که یک  سر نخ فکری پیدا کنیم و به ان بچسبیم.  فرض کنیم همین  تکنیک به شما یک سرنخ می دهد یعنی خودش هم یک سر نخ است و ذهن شما را برای دریافت مطالب جدید اماده میسازد چقدر وقتها یک نفر پیشنهاد یک سرمایه گذاری جدید را بین حرفهایش مطرح کرد و ما سرنخ را نگرفتیم. شما با این تکنیک دنبال سرنخهای فکری بگردید. یادم هست یک نفر یک روز به من گفت بیایم پیامدهای جدید در زندگی خود ایجاد کنیم که یک سرنخ جدید در زندگی من بود ان را کشیدم و در حال حاضر د راین سطح در زندگی هستم. دنبال سرنخهای فکری جدید باشید و بایستی آنها را بکشید.




راز نامه بورسلی / تفکر مکتوب یا شفاهی

تفکر مکتوب  مهمترین  آموزش تفکر در کلاس های درس  تفکر است. نوشتن به فکر شما  انضباط  می دهد. هم در  کتاب قوز فکری و هم در کتاب اتاق فکر در 10 گام درباره دفتر موفقیت صحبت شده است دقیقا دفتر موفقیت چنین کاری انجام می دهد. در نامه زیر شما می توانید تاثیر نوشتن در موفقیت را ببینید. خبری رادیدیم که  بر  اهمیت  نوشتن  تا کید می کرد که آن  رادرزیرآورده ام.


در زندگی روزمره، انسان‌ها با استفاده از ایمیل، پیامک و توییت ها، دیگران را در جریان فعالیت‌های روزانه‌ی خود قرار می‌دهند اما آیا تا به حال دیده یا شنیده‌اید که فردی برای خودش نامه بنویسد؟ به احتمال زیاد نه. در این مقاله می‌خواهیم درباره‌ی نامه‌ای صحبت کنیم که به خوبی اهمیت نگارش اهداف بر روی کاغذ را به ما اثبات می‌کند.

نویسنده‌ی این نامه کسی نیست جزء بروس لی، کارشناس هنرهای رزمی و ستاره‌ی هالیوودی که این نامه را در روزهای سختی و مشقت برای خود نوشته است. بروس لی این نامه را در تاریخ نهم ژانویه سال ۱۹۷۰ نوشته و در متن آن به خود قول داده است که به تمام اهدافی که برای خود تعیین کرده دست یابد.



بخشی از متن این نامه‌ی بی‌نظیر به شرح زیر است :

من، بروس لی، اولین ستاره‌ی شرقی در ایالات متحده خواهم بود که بیشترین دستمزد را دریافت می‌کند. در عوض، هیجان‌انگیزترین و باکیفیت‌ترین اجرایی که در ظرفیت یک بازیگر است را ارائه می‌دهم. این فرآیند از سال ۱۹۷۰ شروع می‌شود، به شهرتی جهانی دست خواهم یافت و تا آخر سال ۱۹۸۰ ثروت من ۱۰ میلیون دلار خواهد بود. طوری زندگی خواهم کرد که لذت ببرم و به هماهنگی درونی و شادی دست یابم.



اما متأسفانه بروس لی در حین دوبله‌ی فیلم « اژدها وارد می‌شود » فوت کرد. به گواه این نامه بروس لی تصمیم داشته که در طول ۱۰ سال به تمام اهداف خود دست یابد ولی در کمال تعجب قبل از فوت خود به تمام رؤیاهای خود رسیده بود. وقتی بروس لی نه نیروی هدایتگر خاصی داشت و نه مربی پیش کسوتی که به او انگیزه دهد این نامه را برای خود نوشت تا منبعی از انگیزه و شور و نشاط را برای خود ایجاد کند. این نامه‌ی بروس لی مثالی روشن از توجه به انگیزه درونی برای افرادی ست که هیچ مربی یا نیروی هدایتگر خاصی ندارند. بنده در حین مطالعه‌ی کتاب « اصول موفقیت » از جک کنفیلد با این نامه آشنا شدم و تصمیم گرفتم در قالب یک مقاله شما را نیز با آن آشنا کنم. به راستی بروس لی چه شخصیت بزرگ و توانمندی بوده است. خوب، شما هم وقت بگذارید و برای خود نامه‌ای بنویسید و تمام اهداف و رؤیاهایی را که دوست دارید در زندگی به آن‌ها برسید را در این نامه ذکر کنید. وقتی در مسیر رسیدن به اهداف خود با موانع و سختی‌های مختلف روبرو شوید، دیگر هیچ ‌چیز نمی‌تواند شما را از حرکت به سمت موفقیت و کسب پیروزی منحرف کند زیرا انگیزه‌ی شما درونی ست.

همین حالا نامه‌ی خود را بنویسید، اهداف خود را تعیین کنید و شروع کنید چون همان‌طور که بروس لی در تصویر این مقاله گفته :

اگر زیاد راجع به چیزی فکر کنید، هیچ وقت انجامش نمی‌دهید.



تمام استادان موفقیت به صورت پیوسته درباره‌ی نوشتن اهداف و اهمیت آن صحبت کرده‌اند و نامه‌ی بروس لی تلنگری برای افرادی ست که به این مطلب اهمیت خاصی نمی‌دهند و از طرف دیگر دل گرمی خوبی ست برای کسانی که از این روش برای رسیدن به اهداف خود و کسب موفقیت استفاده می‌کنند.



فراموش نکنید  که ما فکر میکنیم  که موفق شویم و تکنیک های تفکر دقیقا به ما چنین کمکی میکند. تکنیکها بسیار ساده هستند اما متاسفانه  افراد کمی از انها استفاده می کنند. در پایان کتاب قوز فکری داستان  پرواز برادارن  رایت آورده شده است که در راستای تجارب مرجع که در کتاب قوز فکری یک فصل کامل درباره صحبت شده، بوده است.





آموزش تفکر از طریق طنز/ ریس جمهور و همسرش

یکی از تلاشهای من به عنوان مربی تفکر این است که  به افراد کمک کنم بتوانند جهت ذهنی خود را عوض کنند. انها دچار مقاومت پنهانی هستند طنز برای  انها این کار را ساده می کند. در داستان زیر  ببینید چگونه  ان ذهن نگرش همسرش که ریس جمهور است تغییر می دهد.

من عاشق طنزم چون نگرشها ی مرا به سادگی تغییر می دهد.


شبی رئیس جمهوری یک کشور به همراه همسرش تصمیم گرفتند که کاری غیرعادی انجام دهند و برای شام به رستورانی که زیاد هم گران قیمت نبود، بروند.

 

وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئیس جمهور پرسید که آیا می تواند خصوصی با همسر رئیس جمهور صحبت کند ، آنها اجازه دادند.

 

همسر رئیس جمهور به طور خصوصی با آن مرد صحبت کرد.

 

بعد از آن رئیس جمهور از همسرش پرسید که چرا او این همه مشتاق خصوصی صحبت کردن با تو بود؟

 

همسرش گفت که صاحب رستوران گفته در ایام جوانیش دیوانه وار عاشق او بوده است ... سپس رئیس جمهور گفت و اگر تو با او ازدواج می کردی اکنون صاحب این رستوران بودی.

 

همسر رئیس جمهور در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج می‌کردم او الان رئیس جمهور بود.




ان زن  نگرش همسرش را  به سرعت تغییر داد و در جهت جدیدی فکر کرد او به  همسرش فهماند  که  تاثیر او بر ازدواجش بیشتر از مرد ش هست و اگر او ریس جمهور است  به خاطر پا قدم اوست.  داستان را چند بار بخوانید و سعی کنید جهت حرکت ذهن خود را رصد کنید و همچنین کاراکترهای داخل داستانرا نیز از نظر جهت فکری دنبال کنید.




آموزش تفکر از طریق طنز- اتفاق


تو یه پاساژ راه می رفتم که یهو خوردم به یه نفر…
اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم :
واقعا عذرخواهی میکنم!

تا این جا داستان ذهن شما در یک مسیر به حرکت د رامده است و پیش خودش می گوید چه ادم محترمی چون مغز داخل قالب فکر می کند 

وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!

خوب مغز شما یکاره جهتش را تغییر میده و میفهمه مسیری که امده  سرکار بوده است سریع خودش را اصلاح میکند
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخرآمیز هم رو لباشه!
مغز شما در مسیری جدید حرکت می کندو فکر می کند این مسیر درست  است  پیش خودش میگوید  جواب این یارو بایستی داد
بهش گفتم: خنده داره؟؟؟؟ خب من فکر کردم آدمه!

تا اینجا حرکت مغز شمادر جهت دیگری از منطق به حرکت درامده است و این کار را تایید میکند.
یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکنه …!

جمله اخر یکباره مغز را  از مسیری که بوده است بدون هیچ تاملی وارد مسیری میکند که اصلا انتظارش را نداشته است. وبه این  دلیل شما می خندید و مغز شما متوجه می شود که از اول سر کار بوده است. کا رمن به عنوان مربی تفکر این هست که بتوانم ذهن شما را در مسیرهایی که فکرش را نمی کنیدبه حرکت در آورم . کسانی که قوز فکری دارند یکی از خصوصیات انها این است که معنای جهت فکر را درک نمی کنند.




کتاب قوز فکری

این کتاب  در شرکت هواپیمایی هما رو نمایی شد . قیمت آن 25 هزارتومان و 690 صفحه است. کتابی برای تفکر کاربردی است.


این کتاب به شما کمک می کند در زندگی خود تفکر کاربردی را  بکار بگیرید. تکنیکهای فراوان  و بیان تجربه های فکری از  مزایای این کتا ب و استقبال گسترده از آن است.


با  واریز مبلغ 35 هزار تومان به شماره حساب زیر و ارسال  شماره ی پیگیری به شماره  تلفن همراه  09122167104 یا به شماره 100030900پیامک بزنید محصول خود را در هرجای ایران  رایگان دریافت کنید .

1- شماره حساب صادرات:  0102314268008

2- شماره کارت صادرات: 6037691727451890   خانم نعمتی





جراح و تعمیرکار- اموزش تفکر از طریق داستان

 

چرا برخی بهتر از دیگران فکر میکنند؟ چرا در شرایط مساوی برخی  دادههای بهتری تولید می کنند؟ این سئوال بسیار مهمی است

که مرا واداشت به دنیال آموزش اندیشه بروم.

من علاقه زیادی به اموزش تفکر از طریق داستان دارم و ان را  روش مناسبی برای  اموزش تفکر میدانم  طرح سئوال  و پاسخ پزشک ظرافتهایی خاص از نوع تفکر دارد که می تواند  باعث شود نگرش جدیدی در ذهن شما شکل بگیرد.

جراح و تعمیرکار

 

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟!

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!








  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2